واکنشهای سه گانه مدافعان فیلترینگ به افشای خط سفید/ توجیهاتی که مردم را قانع نکرد

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، همهچیز از آپدیت یک اپلیکیشن شروع شد؛ شبکه ایکس یا همان توئیتر سابق، در جدیدترین بهروزرسانی خود قابلیتی برای نمایش محل استقرار گردانندگان حسابها را فعال کرده است؛ اقدامی که زمینهساز بروز یک جنجال بزرگ در فضای سیاسی کشور شد تا اسامی کسانی که با اینترنت بدون فیلتر، بر روند فیلترینگ تأکید داشتند، دستبهدست در فضای مجازی بچرخد.
در واقع، بر اساس آنچه روزنامه اعتماد در خصوص این بهروزرسانی این اپلیکیشن نوشته است، قابلیت جدید ایکس با عنوان «About This Account» (درباره این حساب)، محل تقریبی فعالیت اکانت را نمایش میدهد؛ البته با این توضیح که ممکن است به دلیل «سفر یا جابهجایی موقت» تغییر کند. نیکیتا بیر، مدیر محصول ایکس، گفته این اقدام بخشی از تلاش پلتفرم برای شفافسازی و احراز اصالت محتواست. قابلیت «About This Account» که نوامبر ۲۰۲۵ در شبکه ایکس (توییتر سابق) معرفی شد، در حقیقت به کاربران امکان میدهد کشور یا منطقهای را که حسابشان در آن است مشاهده کنند. مدیر محصول ایکس اعلام کرده که هدف این قابلیت، افزایش شفافیت و کمک به تشخیص اصالت حسابها و مبارزه با حسابهای فیک یا ربات است. در واقع X میگوید با نمایش کشور «محل استقرار حساب» (account base) قصد دارد به کاربران کمک کند اصالت حسابها را بهتر درک کنند و احتمال اینکه یک اکانت ربات یا «بیگانه تأثیرگذار» باشد، کاهش یابد.
از سوی دیگر، در یک سال و نیمی که از عمر دولت پزشکیان میگذرد، تلاشهای او برای رفع فیلترینگ به درِ بسته خورد و موافقان ادامه یافتن روند فعلی فیلترینگ مانع از اجرای وعدههای انتخاباتی او شدند. حال، انتشار اسکرینشات از سیاسیونی که خود مدافع فیلترینگ بودند اما از خط سفید استفاده میکردند، زمینه خشم مردم و افکار عمومی را فراهم کرده و این سؤال را ایجاد کرده است که چرا مخالفان رفع فیلترینگ باید از اینترنت بدون فیلتر استفاده کنند.
۳ نوع واکنش تندروها درباره خط سفید
هرچند افشای نام مسئولان و سیاسیونی که دارای خط سفید و اینترنت بدون فیلتر هستند آنقدر زیاد است که در این گزارش نمیگنجد، اما در این بین نام افراطیون و دلواپسان مخالف آزادسازی فضای مجازی بیش از پیش به چشم میخورد؛ کسانی که سالهاست خودشان از اینترنت بدون فیلتر استفاده میکنند اما خلاف جهت مطالبه ملی شنا میکنند. به بیان دیگر، در چند سال اخیر که فیلترینگ در کشور شدت پیدا کرده و سودهای زیادی روانه جیب کاسبان فیلترشکن میشود، بارها کارشناسان و دولتمردان نسبت به این موضوع هشدار داده و حتی فیلترشکنها را هم ابزاری برای جاسوسی دشمن از کشور معرفی کردهاند، اما تا به الآن تندروها توجهی به هشدارهای کارشناسان نداشتند و صرفاً فضای مجازی را به میدان جنگی تشبیه کرده و خود را جنگجویان این میدان معرفی کردند.
اما پس از افشاگریهای اخیر از وضعیت اینترنت و خطوط سیاسیون، واکنش تندروها حائز اهمیت بود. برخی از آنان سعی کردند با استراتژی سکوت از کنار این افشاگریها بگذرند تا شاید با وقوع حادثهای جدید، این موضوع به فراموشی سپرده شود. عدهای هم شروع به تکذیب کرده و آن را «دروغ توئیتری» خواندند و عدهای نیز با چرخشی عجیب و غریب فریاد رفع فیلترینگ سر دادند. مانند امیرحسین ثابتی، مشاور سعید جلیلی، که با انتشار متنی بلند افشاگریها علیه خود را تکذیب کرد و نوشت: «اگر کسی برای غلبه بر فیلترینگ از طریق وارپ یا مسک (کلاینتهای رسمی و غیررسمی) استفاده کرده باشد یا سراغ کانفیگهای سرورلس رفته باشد، در قسمت “درباره حساب کاربر” کشور ایران نمایش داده میشود. به همین دلیل، خود توییتر اعلام کرده این مسأله (اعلام کشور مبدأ) با خطاهای زیادی همراه است و دقیق نیست.»
عبدالله گنجی، روزنامهنگار اصولگرا نیز که از جمله کسانی است که نامش در میان دارندگان خط سفید به چشم میخورد، در توضیحی در اینباره نوشت: «از فحش و نفرین یا حسادت و بیتابی را در چند روز اخیر دیدیم. اگر معنای خط سفید اینترنت رایگان است، بنده در ماه بین ۲۵۰ تا ۲۷۰ هزار تومان پول اینترنت میدهم و گزینهام تمدید اتوماتیک است. خط تلفن هم ۲۱ سال است از خودم هست و هیچگاه دوخطی یا چندخطی نبودهام.»
هرچند که گنجی در ادامه اشاره کرده است که اگر اینترنت بدون فیلتر را هم قطع کنند اعتراضی نمیکند، اما نکته مهمی که این روزنامهنگار به آن بهصورت عمدی یا ندانسته اشاره نکرده، این است که «خط سفید» ربطی به خرید و هزینه برای اینترنت ندارد و کمااینکه اینترنت شما هر ماه باید اقدام به خرید بسته مجدد کنید، باز هم میتوانید از قابلیت آن استفاده کرده و بدون محدودیت وارد شبکههای اجتماعی فیلترشده شوید.
همچنین در پی برخی از افشاگریها از نمایندگان مجلس مبنی بر داشتن خط سفید توسط تمامی آنان، محمد منان رئیسی، نماینده قم و رئیس ستاد انتخاباتی سعید جلیلی در این استان، در ویراستی تأکید کرد که «نه سیمکارت سفید دارد و نه حتی از فیلترشکن استفاده میکند.» او اکانتی را که در توئیتر به نامش ثبت شده نیز متعلق به هوادارانش دانست.
منان رئیسی در حالی مدعی عدم داشتن خط سفید شده است که در روزهای گذشته برخی نمایندگان، مانند احمد بخشایش اردستانی، نماینده اردستان، در گفتوگویی با خبرگزاری خبرآنلاین به داشتن خط سفید توسط مجلسیها اذعان کردند. محمد مهاجری، فعال رسانهای اصولگرا نیز تأکید کرد که «اگر یک نماینده مجلس گفت خط سفید ندارم، بدانید که یا تجاهلالعارف میکند (= خود را به کوچه علیچپ میزند) و یا سیمکارتی که با آن اینترنت سفید دارند، دست یکی از بستگان و نزدیکان است.»
کامران غضنفری هم، که از چهرههای مخالف رفع فیلترینگ است، در گفتوگویی با خبرگزاری خبرآنلاین بیان کرد: «از اینکه گفتید بعضی اینترنت نمیدانم “سفید” دارند، اصلاً اطلاعی ندارم. نمیدانم آیا نماینده چنین چیزی دارد یا ندارد. ضمن اینکه فکر نمیکنم کسی با نامحدود بودن یا ولنگوواز بودن فضای مجازی موافق باشد. آنچه نمایندهها میگویند این است که فضای مجازی باید قانونمند و ساماندهی شود، ضوابط داشته باشد و همینطور رها نباشد. هیچ کشوری هم در دنیا اینطوری نیست که فضای مجازی خود را آزاد در اختیار هرکسی بگذارد که هر سکو و پلتفرمی بتواند برای خود فعالیت کند، هر خبر و فیلم و عکسی را منتشر کند و به جایی هم پاسخگو نباشد.»
حمید رسایی هم که تا دیروز از مخالفان صد در صدی رفع فیلترینگ بود، با یک چرخش عجیب سیاست فیلترینگ غلط اعلام کرد. همچنین، مرتضی آقاتهرانی، مهری طالبی اردستانی، سپهر خلجی، یاسر جبرائیلی و سعید جلیلی از جمله کسانی بودند که سکوت پیشه کردند.
تناقضی که پنهان نماند
در نهایت، افشاگریهای اخیر درباره «خط سفید» تنها یک بحث فنی یا اختلاف بر سر یک قابلیت جدید نبود؛ بلکه پرده از واقعیتی برداشت که سالها زیر پوست فیلترینگ پنهان مانده بود. واقعیتی که نشان میدهد سیاست فیلترینگ، همانقدر که بر زندگی روزمره مردم سایه انداخته، در عمل برای بسیاری از طراحان و مدافعانش چندان جدی نبوده است. سکوت، تکذیبهای پراکنده و پاسخهای متناقض چهرههای سیاسی نیز نتوانست تصویر شکلگرفته در افکار عمومی را تغییر دهد و خط سفید را نمادی از یک تبعیض دانستند.
اکنون با روشنشدن این تناقض، پرسش اصلی جامعه نه درباره یک اپلیکیشن، بلکه درباره اعتماد است؛ اینکه چگونه میتوان از مردم خواست محدودیتهایی را بپذیرند که سیاستگذاران خود به آن پایبند نیستند. این ماجرا، فارغ از آنکه در نهایت چه توضیحاتی درباره آن ارائه شود، نشانهای از شکاف عمیقی است که میان تصمیمگیران و مخاطبان تصمیمها وجود دارد؛ شکافی که با هر افشاگری تازه، عمیقتر میشود.
۲۹۲۱۵



